بدون صاحب است و خاك ميخورد.
چرخ ميزدم توي وبلاگها. وبلاگ قزوه را باز كردم و از آنجا لينك شدم به وبلاگ سید حسن حسینی. فكر كردم كسي به اسم او وبلاگ مينويسد. اما تاريخ را كه نگاه كردم مطمئن شدم. آخرين نوشتههاي خودش بود، در اولين روزهاي بهار 83.
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۸۷ ساعت توسط حامد
|
توي فيلمها ديدهام. يك نفر را دنبال مي كنند. ميدود و كوچه پسكوچهها را رد ميكند. يك دفعه وارد كوچهاي بنبست ميشود. اضطراب سر تا پايش را ميگيرد. اولين نگاهش به بالاست. شايد از بالاي ديوار بتواند فرار بكند.